“تدبیر و امید” را به “امید و کار” ارتقاء دهیم

“تدبیر و امید” را به “امید و کار” ارتقاء دهیم


شهید مطهری معتقد بود خیال باطلی است تصور اینکه راه حفظ معتقدات و اصول جلوگیری از ابراز عقیده دیگران است ،وی بر این باور بود که آزادی به افکار مخالف و میدان دادن به پرسش تنها راه حفظ اصول و مبنای دینی و سیاسی است.

این روزها از امنیت و خطر خارجی و نارضایتی سخن های زیادی شنیده ایم .هر گروهی بر اساس دیدگاه و اصول خود به یکی از این مولفه ها می پردازد و با بررسی راهکار ها ،پیشنهاداتی را ارائه می دهد .اما واقعیت این است که امنیت ،ثبات و رضایتمندی جامعه مخرج مشترکی دارد که در همراه و همدل و هم درد مردم بودن معنی پیدا می کند.فرقی هم نمی کند چه اصولگرا و چه اصلاح طلب باید برنامه ها و سیاست های خود را بر این محور و بستر بنا کنند.

در تحولات اخیر و اوج گرفتن دشمنی های آمریکا با سلاح تحریم و گروهک منافقین و ورشکستگان سلطنت طلب با ابزار توهم ،به وضوح ضرورت این رویکرد در سیاست ها و جهت گیری های کشور هم در نهاد های دولتی و هم حاکمیتی احساس می شود.اولین قدم برای تحقق همراهی با مردم و رفع دغدغه های آنها نشستن پای سخنان آنان است .متاسفاته اراده ای غیر عادی وجود دارد که با تنگ کردن فضای مطالبه گری و پرسشگری و نقد دلسوزانه، تلاش می کند با یک سویه نگاه کردن به پدیده ها و اتفاقات با چماق ارتباط با دست خارجی، آن را سرکوب کند .هر چند طبعا دشمنان ایران از هیچ فرصتی برای ضربه زدن غفلت نمی کنند اما طبیعتا ارتباط دادن و تخفیف دادن دلیل و بستر های بروز هر بحرانی به خارج بازی در میدان همان دشمنانی است که نه تنها نظام و دولت که ایران را تهدیدی برای خود می دانند .

گرچه دلایل ارائه تصویری نادرست از ایران به دلیل ضعف رسانه ای دلایلی دارد که در این نوشته مجال پرداختن به آن نیست اما فراموش نکنیم که ثبات ،امنیت و آرامش ایران و کشیدن دندان طمع دشمنان برای تحقق نقشه های شوم و خطرناکشان صرفا در جلب رضایت مردم خلاصه می شود ،رضایتی که منبع مشروعیت و مقبولیت نظام ماست.

ماهیت پدیده های اجتماعی مانند فقر ،نارضایتی و نا برابری به گونه ای است که همه باید باور کنند که نقد و پرسشگری موهبتی است که باید مغتنم شمرده شود نه اینکه با سرکوب آن،آگاهانه یا ناآگاهانه، آب به آسیاب دشمن بریزیم .بدون شک و تردید ،مهمترین و موثرترین راهبرد برای توسعه کشور و رفع مشکلات ،تقویت عمق استراتریک انسجام ،رضایت و اتحاد مردم ایران است که با شعار و تبلیغات به دست نمی آید.تنها راه حل آن در کنار مردم بودن ،همرنگ مردم بودن و همدرد مردم بودن است .به تعبیر مولانا ؛ما بَقی الحُب ،یَبقی العِتاب (تا علاقه ای هست ،عتاب و خطابی هم هست )بر این اساس و بر مبنای موازین و ارزش ها و هنجار های قانونی و ملی و مذهبی از نقد نباید هراسید بلکه باید با آغوش باز و سعه صدر آن را پذیرفت .آنچه ترسناک است سکوت است !مادامی که افکار عمومی ،مطالبه می کند و می پرسد ،امنیت هم زنده است و زمانی که سکوت می کند اولین چیزی که به خطر می افتد و سستی بر آن سوار می شود ،امنیت و ثبات است .چه جریان های طرفدار سکوت و تک صدایی ،چه حامیان ثبات و چه همراهان انفعال،برای پاسداری از ایران و صیانت از نظامی که با مرارت و فراز و نشیب ها و تهدید ها و دشمنی ها تثبیت شده است ،

ضرورت دارد جا انداختن ،حمایت و تقویت فرهنگ پرسشگری و مطالبه گری بر مبنای قانون را هدف قانونی ،ایرانی و شرعی خود بدانند.، جریانات سیاسی و عمده کشور که در رویکرد ها و جهت گیری ها اختلاف آرا دارند نباید دامنه این رقابت را به مرزی برسانند که کارنامه آنان ،کارنامه نظام تلقی شود.درد مزمن جامعه ما چه در پسا برجام و چه پیشا برجام “بحران مدیریت “است که رقابت های نامانوس سیاسی از عمق آن کاسته و جالب است که همه بر اهمیت آن معترف اند اما فقط در سخن ،و در عرصه عمل تقریبا چندان جدیت و ضرورتی برای رفع آن احساس نمی شود .

مشروعیت و مقبولیت و اعتماد مردم ،باز شدن گره از کار اقتصاد و معیشت مردم ،حفظ انسجام در مقابل دشمنان و زنده نگه داشتن روحیه” امید و کار “در گرو رفع این بحران “مدیریت است ” است .مشخصا به دولت پیشنهاد می کنم شعار خود را از” تدبیر و امید ” را ارتقا دهد و به راهبرد “امید و کار ” تبدیل کند .

 

1717

 

منبع: سایت خبرآنلاین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *